💢به قلم دکتر حسین نجفی دانش آموخته علوم سیاسی و از مدیران ادوار گذشته
💢مناسبات قدرت در هر گوشه از جهان منطق خود را دارد و درایران نیز ، منطق دستاورد و منافع فردی، متاسفانه بر منافع جمعی مسلط شده است
💢درپی انتصابات عدیدهی مدیران در دولت بویژه در مازندران، حتی شاهد یک اطلاعیه یا مصاحبه یا تبیین مواضع سیاست های عمومی دولت نبوده و حسرت یک توییت یک خطی در دفاع از دولت نیز ، گلوگیر شد
💢در روزهای پرجدال پیشین، سکوت و سرعت، دو خصلت عمده انتصابات بوده واگرچه سرعت جابجایی ها، تمجید برخی را بدنبال داشته است اما سکوت مدیران منتخب و عدم ابراز همدلی با دولت در روزهای سخت، بر نگرانی های کنشگران سیاسی افزوده است.
💢سوال مهم اینجاست؛ چرا در مسائل روز و مسائل حادث در سیاست داخلی ، استاندار مازندران به تنهایی حامل گفتمان دولت باید باشد و چرا مدیران سطوح مختلف از مواضع حداقل هم در دفاع از دولت پرهیز میکنند؟
💢آینده نگری و نگاه منفعتی به حیات سیاسی میتواند یکی از دلایل عمده سکوت برخی فرمانداران و مدیران کل بوده ولیکن برابر نقدهای اخیر فعالین رسانه ، عدم احساس همسرنوشتی با دولت مستقر ، دلیل بنیادین سکوت درنظر گرفته میشود.
💢البته در برخی استانهای کشور مواضع ارزشمندی از سوی مدیران کل یا فرمانداران در مسیر سیاست های نشاط آفرین دولت مطرح شده و تریبون های مختلف شوراهای اداری ، شورای آموزش و پرورش، نماز جمعه شهرستان ها ، روابط عمومی تعداد کثیری از ادارات تحت امر فرمانداران بعنوان ظرفیت موثری درین رابطه شناخته میشود.
💢در ادوار پیشین نیز چنین تریبون هایی فرصتی برای تقویت سرمایه اجتماعی دولت ها بوده و مدیران شهرستانی و استانی ، بر حساب سرمایه اجتماعی دولت ها و نظام جمهوری اسلامی میافزودند.
💢بنظرمیرسد شورای اطلاع رسانی دولت نیز از پی چنین مباحثی، مورد انتقاد دوچندان قرار گرفته و تحرک بسیار ضعیف روابط عمومی ها از عمده ترین نقدهای مربوطه میباشد.
💢💢علیهذا ، شرایط خاص انتخابات و پیروزی دولت مسعود پزشکیان، این سوال اساسی را مطرح میکند که آیا دولت در قبال مدیران سایلنت ، مسیر بیتفاوتی در پیش میگیرد یا دغدغه بازتولید سرمایه اجتماعی دولت و نظام را دارد؟؟











