
خطاب به رئیسجمهور در آستانه یکسالگی دولت عدالت و شفافیت
در بازی حذفی، آنکه حذف میشود ما هستیم…
جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
در آستانه یکسالگی دولت شما، ما بهعنوان بخشی از جوانان این سرزمین، فرزندان نسلی که در دنیای آشوب و بیثباتی بزرگ شده، امروز نیاز داریم که مستقیم، صریح و شفاف سخن بگوییم؛ درست همانگونه که شما وعدهاش را داده بودید.
شما با رأی بخش بزرگی از مردم، و با امیدی تازه وارد پاستور شدید. با شعار عدالت، شفافیت، گفتوگو و پایان سیاست حذف.
اما از همان روز اول، همگان میدانستند که شما، شاید بدشانسترین رئیسجمهور تاریخ ایران هستید.
نه ارثیهای سالم برایتان مانده بود، نه رسانهای همدل، نه مجلسی همراه، نه اقتصادی جاندار، و نه حتی فرصتی برای تنفس و اصلاح بنیادها.
با این حال، شما آمدید، سکوت نکردید، پنهان نشدید، و سعی کردید با همان اندک فرصت، صدای اکثریتی باشید که سالها نادیده گرفته شده بود.
اما جناب رئیسجمهور؛
آنچه امروز بیش از گذشته خطرناک شده، فقط بحرانهای اقتصادی یا فشارهای معیشتی نیست.
آنچه در حال فروریختن است، زیرساختِ همبستگی اجتماعی، امید عمومی و “باهمبودنِ ملی” ماست.
ما در جامعهای زندگی میکنیم که بهشدت دچار قطبیشدگی است.
از شکافهای خطرناک نسلی، جنسیتی، مذهبی، قومی و طبقاتی تا فاصلهی گسلگونه میان «مردم» و «حاکمیت».
در چنین جامعهای، مسئله دیگر صرفاً حل تورم یا جذب سرمایه نیست؛
مسئله این است که آیا هنوز زبان مشترکی برای گفتوگو باقی مانده؟
آیا میتوان سازمانهای تصمیمگیر را با مردم همزبان کرد؟
آیا امکان خلق ظرفیتهای مشترک برای حل مسئلههای مشترک وجود دارد؟
در بازی حذفی سیاست، همیشه یک طرف برنده است و یک طرف حذف.
اما در بازی حذفی بیگفتوگو، آنکه حذف میشود ما مردمیم؛ ما نسل Z، ما نسلی که هنوز با همه زخمها، رؤیای اصلاح را از یاد نبردهایم.
جناب دکتر پزشکیان؛
ما به شما رأی دادیم، نه برای اینکه عصای موسا داشته باشید، بلکه چون زبان مردم را میفهمیدید، از رنج مردم سخن میگفتید، و اهل انکار و انحصار نبودید.
اما حالا نوبت آن است که گام دوم را بردارید:
از تبیین بحران عبور کنیم و وارد تبیین وفاق ملی شویم.
یعنی چه؟ یعنی:
• بازگشت به ارزشهای جمعی مثل وطن، منافع ملی، خیر عمومی، کرامت انسانی و حقوق اولیه هر انسان؛
• شناسایی و رسمیتبخشی به «دغدغههای واقعی مردم»، حتی اگر تلخ، غیررسمی یا مغایر با قرائتهای رسمی باشد؛
• ساختن نهادهای مشارکتی و مشورتی با حضور فعال نسلهای نو، در کنار مدیران رسمی در سطوح مختلف حاکمیت؛
• بازسازی ظرفیت گفتوگو میان نخبگان، جوانان، زنان، اقوام و مسئولان؛
• و طراحی الگوهایی برای خلق زبان مشترک میان مردم و ساختار تصمیمسازی کشور.
ما در حزب ندای ایرانیان، بهعنوان یکی از احزاب پیشرو، باور داریم که بدون سرمایهگذاری بر نسل جوان، بدون شنیدن صدای نسل Z در سطوح ملی و استانی، و بدون مشارکت واقعی این نسل در سطوح تصمیمسازی، هیچ تحولی ماندگار نخواهد شد.
از اینرو، از جنابعالی صمیمانه میخواهیم که:
۱. ابتکار گفتوگوی ملی را بهطور رسمی آغاز کنید.
۲. حلقههای نخبگانی دولت را بازسازی کنید؛ نه فقط از نظر سیاسی، بلکه از نظر نسلی و گفتمانی.
۳. راه را برای ورود نسلهای نو به سازوکار مشاوره و تصمیمسازی باز کنید؛ نه نمادین، بلکه واقعی.
۴. با مردم صادق باشید، حتی در بیان آنچه نمیشود انجام داد.
۵. نشان دهید که دولتِ مردم، واقعاً دولتِ همه مردم است، نه فقط همفکران قدرت.
جناب آقای رئیسجمهور؛
ما هنوز امید را تمام نکردهایم.
ما همچنان ایستادهایم تا از دل درد، مسیر درمان را بسازیم.
و باور داریم که سیاست، اگر بر مدار عقلانیت و شرافت بماند، میتواند دوباره به مردم اعتماد کند و از آنها اعتماد بگیرد.
به نام ایران، به نام حق، و به نام نسلی که هنوز باور دارد میشود آینده را ساخت.
🖊
مهدی قلندری
رئیس کمیته جوانان و نسل z حزب ندای ایرانیان شعبه مازندران
تیر ۱۴۰۴











