✒️ یحیی نصرتالدین | دانشجوی حکمرانی
دیالکتیک، پیش از آنکه روشی برای حل اختلاف باشد، روشی برای فهم تعارض است؛ فهم اینکه هر طرف چه میخواهد، از چه چیزی نگران است و چه منطقی پشت موضعش قرار دارد.
در این میان، زوجیت یادآور این حقیقت است که بسیاری از واقعیتها در نسبت با یکدیگر معنا پیدا میکنند؛ تفاوت و تضاد، لزوماً به معنای حذف یکی به نفع دیگری نیست. جامعه نیز با وجود دیدگاههای متفاوت، زمانی به تعادل میرسد که اختلاف را بفهمد و آن را مدیریت کند.
اینجاست که مذاکره معنا پیدا میکند. مذاکره نه تسلیم است، نه الزاماً سازش؛ بلکه هنر مدیریت تعارض، حفظ منافع و یافتن نقطهای برای ادامه مسیر است. در مذاکره، همیشه برنده مطلق وجود ندارد؛ گاهی بهترین پیروزی، جلوگیری از زیان بزرگتر و رسیدن به توافقی پایدار است.
این منطق فقط در روابط بینالملل نیست؛ در زندگی روزمره هم جاری است. مگر همه اختلافات با حذف یک طرف تمام میشوند؟ گاهی باید شنید، فهمید و مذاکره کرد.
در حکمرانی اسلامی نیز اختلاف نظر و نقد، اگر در چارچوب اخلاق، قانون و خیر عمومی باشد، تهدید نیست؛ بلکه میتواند زمینه اصلاح و افزایش کارآمدی باشد. حکمرانی مطلوب، توانایی دیدن تضاد، فهم تفاوت و تبدیل آن به گفتوگو و تصمیم عادلانه است.
از این منظر، مذاکره فینفسه مذموم نیست؛ آنچه اهمیت دارد عزت، حکمت و مصلحت و صیانت از حقوق و استقلال کشور است. مذاکره زمانی ارزشمند است که ابزار تأمین منافع ملت باشد، نه وسیله تحمیل و امتیازگیری یکطرفه.











