ضرورت بهرهگیری از نخبگان دانشگاهی و نیروهای جوان در سطوح مدیریتی کشور؛ ضرورتی اجتنابناپذیر برای عبور از بحرانها و تحقق توسعه ملی
یکی از مهمترین شاخصهای تمایز کشورها در عصر حاضر، میزان بهرهگیری آنان از سرمایه انسانی، بهویژه نخبگان علمی و نیروهای جوان است. در جهانی که تحولات فناورانه، اقتصادی و اجتماعی با شتابی بیسابقه در حال وقوع است، توسعهیافتگی دیگر نه تنها به منابع طبیعی و زیرساختهای سنتی متکی نیست، بلکه بیش از هر چیز وابسته به مدیریت علمی، تصمیمسازی مبتنی بر داده و استفاده بهینه از ظرفیتهای نخبگان دانشگاهی و جوانان متخصص است.
کشورمان ایران برخوردار از ذخایر کمنظیر انسانی است؛ جامعهای با ترکیب جمعیتی جوان، نظام آموزش عالی گسترده، و هزاران نخبه، پژوهشگر و دانشآموخته دانشگاهی که در عرصههای گوناگون علمی، فناوری، فرهنگی و اجتماعی سرآمدی خود را به اثبات رساندهاند. اما پرسش اساسی آن است که چه میزان از این ظرفیت عظیم در سطح مدیریت کلان کشور بهکار گرفته شده است؟ و چه میزان فرصت برای مشارکت مؤثر این نیروها در نظام تصمیمسازی کشور فراهم آمده است؟
نگاهی به ترکیب مدیریتی کشور در دهههای اخیر، بهروشنی نشان میدهد که ساختارهای سنتی، تمرکزگرایی، محافظهکاری مفرط و نگاه گزینشی به مشارکتپذیری، موجب شده است تا بسیاری از نخبگان و نیروهای جوان، یا از فرایندهای مدیریتی طرد شوند، یا در موقعیتهایی قرار گیرند که تأثیرگذاری واقعی و مستقلی بر سیاستگذاریها نداشته باشند. چنین رویکردی، نه تنها منجر به اتلاف سرمایههای انسانی شده، بلکه موجب شکلگیری موجی از ناامیدی، مهاجرت نخبگان و ضعف در نوآوری مدیریتی گردیده است.
در شرایطی که کشور با چالشهای متعددی چون بحران اقتصادی، ناکارآمدی ساختارهای بروکراتیک، آسیبهای اجتماعی، تحریمهای خارجی و تنگناهای محیطزیستی روبروست، بیش از هر زمان دیگری نیازمند تحول در ساختارهای مدیریتی و تصمیمگیری هستیم؛ تحولی که باید با ورود نسلی تازه از مدیران اندیشمند، شجاع، متخصص و جوان، زمینهساز نوسازی نظام حکمرانی گردد.
تجربه جهانی به روشنی گواهی میدهد که کشورهایی موفقترند که مسیر سیاستگذاری و مدیریت خود را به روی نخبگان گشودهاند. در بسیاری از کشورها، مدیران دهه سوم زندگی خود، در رأس نهادهای مهم اقتصادی، فناورانه و حتی سیاسی قرار دارند و از تجربه نخبگان دانشگاهی به عنوان موتور محرکه تصمیمسازی استفاده میشود. در این کشورها، توسعه نه حاصل اتفاق، بلکه نتیجه یک اراده آگاهانه برای استفاده از دانش، تخصص و جسارت فکری نسل جوان است.
لزوم بهرهگیری از نخبگان، بهویژه نخبگان دانشگاهی، نه تنها به دلیل توانمندیهای علمی آنان، بلکه به دلیل برخورداری از تفکر تحلیلی، قدرت حل مسئله، روحیه پژوهشمحور و توان درک پیچیدگیهای نظامهای اجتماعی و اقتصادی است. این قشر میتواند با رویکردی نظاممند، برنامهمحور و غیرشعاری، راهکارهایی واقعی برای رفع مشکلات کشور ارائه دهد.
از سوی دیگر، نسل جوان ایران، که امروز پرچمدار بسیاری از افتخارات علمی، فرهنگی و فناورانه کشور است، نیرویی پویا، باانگیزه، انعطافپذیر و خلاق به شمار میرود که حضور فعال آنان در عرصههای مدیریتی میتواند به تزریق روح نوگرایی، تسریع در تحقق اهداف توسعه و افزایش سرمایه اجتماعی منجر شود. جوانان، برخلاف بسیاری از مدیران سنتی، نه در پی حفظ وضع موجود، بلکه در جستجوی خلق آیندهای متفاوت و مطلوباند.
تأکید بر لزوم جوانگرایی و نخبهمحوری، به معنای نادیده گرفتن تجربیات مدیران باسابقه نیست، بلکه به معنای بازتعریف نسبت تجربه و دانش روز است؛ ترکیبی هوشمندانه از خرد کهنه و اندیشه نو. ساختار مدیریتی کشور، اگر بخواهد پاسخگوی نیازهای مردم و مقتضیات زمانه باشد، ناگزیر از گذار به نسلی تازه است.
بر این اساس، ضروری است که سیاستگذاران، قانونگذاران و مدیران ارشد کشور، در سطوح ملی و محلی، با بازنگری در ساختارها، آئیننامهها و نگاههای حاکم بر نظام انتصابات، شرایطی فراهم آورند تا حضور نخبگان و جوانان در عرصههای مدیریتی نه به صورت نمادین، بلکه به صورت واقعی و مؤثر تحقق یابد. اختصاص سهمیه مشخص برای مدیران جوان، تدوین نظامنامه ارتقای نخبگان به مناصب کلیدی، ایجاد نهادهای مشورتی دانشگاهمحور و بهرهگیری از ظرفیتهای نهادهای علمی و پژوهشی در تصمیمسازیها، میتواند گامی اساسی در این مسیر باشد.
سخن آخر آنکه، آینده ایران در گرو آن است که چگونه از ظرفیتهای انسانی خود بهره گیرد. اگر بخواهیم از بحرانها عبور کنیم، در رقابتهای منطقهای و جهانی جایگاهی شایسته داشته باشیم و توسعهای متوازن و پایدار را رقم بزنیم، راهی جز تکیه بر علم، نخبگی و جوانی نداریم. امروز زمان تصمیمهای بزرگ و شجاعانه است؛ تصمیمهایی که میتوانند سرنوشت یک نسل و حتی آینده یک ملت را رقم زنند.
🖌️هومن آریا











