غربت وغیبت نظام دانایی درتعلیم و تربیت ایران

فرهنگی ، هنری
مشاهده 4 82

مهدی جایمند ملکشاه

❇️آموزش و پرورش درایران رنجهای مزمنی را از دیر بازتجربه می کند که از منظر ساختاری و کارگزاری نشانگر  غیبت و غربت “نظام دانایی” در حوالی آن است.

❇️هزاران مدرسه
خشتی ،کپری ،سنگی و کانکسی،طبقاتی شدن آموزش با تنوع حیرت آور مدارس، فقر یافقدان امکانات و ابزار آموزشی و تربیتی ،ترک تحصیل روبه تزاید دانش آموزان به دلایل معیشتی و فرار و فراموشی اصل ۳۰ قانون اساسی جلوه هایی از ذبح عدالت در حوزه تعلیم وتربیت است که نسبتی با نظام دانایی برای فرایند توسعه پایدارندارد.

❇️بحران در تامین نیروی انسانی ،فرایند پرانتقاد جذب وگزینش معلمان که درسالهای اخیر به سان بنگاه اشتغال زایی درآمده است ،فقدان اثربخشی و کارآمدی لازم دانشگاه فرهنگیان در تربیت شایسته  معلمان ،سهم اندک آموزش و پرورش از  تولید ناخالص ملی(GDP) که براساس گزارش کمسیون ملی یونسکو از سال ۷۹ تا ۹۳ معادل ۲ و حداکثر ۳/۶درصد بوده است که بیش از ۹۰درصدآن به حقوق معلمان و پرسنل اداری اختصاص
می یابد،بخشی دیگر از کاستی های حوزه تعلیم و تربیت است که در”نظام دانایی ،محل و محملی برای  ظهور و بروز پیدا نمی کند.

❇️از سوی دیگرمطالبه حقوق صنفی ،رفع تنگناهای معیشتی وعدم  برخورداری از رفاهیاتی که حق  فرهنگیان است،  پاسخ شایسته ای را دریافت نکرده است و چه بسا پی گیری مطالبات صنفی ، کنشگران این عرصه رادرخلاء پرابهام  “سازمان نظام معلمی” با تهدیدات و هزینه های  گوناگون مواجه ساخته کرده است.

❇️سنتز رویکردهای ایدئولوژیک با ادغام و انحلال در سیاستهای فاجعه بار بورژوازی و متغیرهایی که به طبقاتی شدن آموزش منجر شده است، عدم توفیق برنامه های درس ملی و سندتحول و اهداف تعلیم و تربیت را درپی داشته است و چندین نسل از فرزندان این سرزمین را در فضای پارادوکسیکال ،نظر و عمل مدعیانی قرار داده  که از حیات طیبه  بسیار سخن گفته اند .

در  شرایطی این چنین، پر واضح است که دانش آموز فاقد دانش ومهارتهای لازم برای  آینده زندگی خویش است و ماهیت کارکردی و اثر بخشی نظام تعلیم و تربیت در تحکیم بنیادهای “نظام دانایی” به کاستی  می گراید .

❇️گفته می شود که ایرانیان دررده های اول  هوش برتر در جهان هستند اما بر نظام رسمی و غیر رسمی تعلیم و تربیت این سرزمین چه می گذرد که  میانگین نمرات کودکان و نوجوانان این سرزمین، در دوره ابتدایی و متوسطه اول در آزمون تیمز و پرز دربین کشورهای شرکت کننده همانند آزمونهای نهایی دانش آموزان متوسطه دوم درقعر قراردارد و سنخیتی با مناسبات معطوف به الگوهای  نظام دانایی نمی یابد.

❇️از سوی دیگراکنون دانش آموزان ما باطیفی وسیع از ناهنجاریها و بزه های اجتماعی متنوع  مواجه اند  که در کنار تاثیر متغیرهای گوناگون سیاسی و اقتصادی و اجتماعی ، در بروز آن ،حاکی از فقدان راهبرد عالمانه و منسجم درتحکیم نظام دانایی و ارزشی است .

❇️نظام تعلیم و تربیت این سرزمین ، با ۲۴ وزیر ۹ سرپرست،۲۵ نوع مدرسه،۲۱سهمیه برای ورود به دانشگاهها و مراکز آموزش عالی ،چهار نظام آموزشی ،حجم فربه کتابهای درسی (۱۲۶ کتاب برای ۱۲سال تحصیلی)،درکنار مدیران
ناکارآمدی که با رانتهای گوناگون ازجمله  اپورتونیست هایی که از ستادهای انتخاباتی سردر می آورند و خود را برسر فرهنگ این سرزمین آوار می کنند مواجه است علاوه برآن باید از دخالتهای بی حد و حصر اَغیار در ساحت تعلیم و تربیت یاد کرد که عدم تعادلهای موجود و پس افتادگی های کنونی را رقم زده است .

♻️ دال مرکزی سخن ما این است  :
حل و فصل ابرچالشهای نظام تعلیم و تربیت تنها در سپهر “نظام دانایی ”  امکان تحقق می یابد .آنگونه که عبور از همه دشواریهایی که بر پیکره این سرزمین سنگینی می کند ،تنها با مرجعیت خرد و دانش و با راهبری و پیش آهنگی اهالی فرزانه وفادار به آیین خردممکن و میسر خواهد بود.

برچسب‌ها: حکمرانی, مازندران, مازندران امروز

شما هم ممکن است خوشتان بیاید

مذاکرات رم؛ دیپلماسی محتاطانه در سایه‌ی بی‌اعتمادی
از مسکوب تا انوشه درسپهر فرهنگ‌ وادب ایرانی!

نویسنده

بیشترین بازدید