💢از سیمای ملی تا صدای میلی
💢رسانهٔ ملی در هر جامعهای قرار است آیینهٔ افکار، فرهنگ و خواستههای مردم باشد، رسانهای که اعتماد عمومی را جلب کند و صدای گروههای مختلف جامعه را بازتاب دهد. اما یکی از انتقادهای مطرح دربارهٔ صداوسیما این است که فاصلهای میان عنوان (ملی) و عملکرد آن احساس میشود، فاصلهای که برخی منتقدان آن را ناشی از یکسویه بودن محتوا و محدود بودن دایرهٔ صداهای شنیدهشده میدانند.
💢یکی از مهمترین ایرادهای مطرحشده، کاهش تنوع دیدگاه ها در برنامههاست. منتقدان معتقدند رسانهای که متعلق به همهٔ مردم است، باید امکان حضور دیدگاههای گوناگون را فراهم کند، نه اینکه تنها بازتابدهندهٔ نگاه یک جریان خاص باشد.
💢ایراد دیگر، کاهش اعتماد مخاطب است. در عصر شبکههای اجتماعی، مردم به منابع متنوعی دسترسی دارند و اگر رسانهای نتواند اخبار و مسائل جامعه را شفاف و بیطرفانه پوشش دهد، ممکن است بخشی از مخاطبان خود را از دست بدهد.
💢همچنین فاصله گرفتن از دغدغههای روزمرهٔ مردم، یکی دیگر از انتقادهاست. موضوعاتی مانند مشکلات اقتصادی، مسائل اجتماعی و تغییرات فرهنگی نیازمند پرداختی واقعبینانه و گفتوگومحور هستند،در غیر این صورت، مخاطب احساس میکند رسانه تصویری متفاوت از زندگی واقعی ارائه میدهد.
💢از سوی دیگر، برخی برنامهها به دلیل تکرار قالبهای قدیمی، محافظهکاری در محتوا و کمبود نوآوری با انتقاد مواجه شدهاند در حالی که رقابت رسانهای امروز نیازمند خلاقیت، سرعت و شناخت دقیقتر مخاطب است.
💢البته صداوسیما نیز دارای ظرفیتهای مهمی مانند نیروی انسانی گسترده، تولیدات فرهنگی و پوشش سراسری است. اما استفاده از این ظرفیتها نیازمند افزایش ارتباط با جامعه، پذیرش نقد و ایجاد فضایی است که مردم خود را در آن ببینند و صدای خود را بشنوند.
💥در نهایت، تفاوت میان یک (رسانه ملی) و یک (رسانه میلی) در میزان ارتباط آن با مردم است، رسانهای ملیتر است که بتواند بیشترین تعداد صداها را بشنود و بازتاب دهد.
✍️مهدی خردپیشه












